سرزنش. [ س َ زَ ن ِ ] ( اِمص مرکب ) نکوهش و ملامت. ( آنندراج ). توبیخ. سرکوفت. سراکوفت. بیغاره. نکوهش : نه بیغاره دیدند بر بدکنش نه درویش را ایچ سوسرزنش.ابوشکور.چنین داد پاسخ که بر بدکنش نباید مگر کشتن و سرزنش.فردوسی.بترسید سخت از پس سرزنش شد از راه دانش به دیگر منش.فردوسی.نباید که یکباره از بدکنش بود شاه را جاودان سرزنش.فردوسی.بدکنش را به سخن دست مده بر بدکه به تو بازشود سرزنش از کارش.ناصرخسرو.بر...
[ویکی فقه] سرزنش سخن توبیخ آمیز گفتن به کسی و بازخواست کردن او در برابر لغزشی است که از او سر زده است. سرزنش از الفاظی است که در فقه کاربرد دارد.سرزنش که در زبان عربی از آن به ملامت، تعییر، عذل و مذمت تعبیر میشود. در لغت به معنای بدگویی از کسی یا چیزی و یا گفتن بدیهای کسی یا چیزی است. در روایاتدر روایات و کتابهای اخلاقی نیز به دلیل روشن بودن این معنا، تعریف خاصی از سرزنش صورت نگرفته و همین معنای ل...