کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سردرگم-شدن | کلماتور
معانی کلمه : سردرگم شدن
تلفظ بین المللی :
/sardˈarɡom ʃˈodan/
تلفظ :
[saRd'aRgom S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سرگرم شدن
سرگم شدن
سندرم گرسمن استراسلر شانکر
سردرگم
سردرگم و هاج و واج کردن
سردرگم کردن
کلاف سردرگم
سردرهم اوردن
سردرگمی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
سردرگم شدن. [ س َ دَ گ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مبهوت و مات شدن. گیج شدن.
فرهنگ فارسی
مبهوت و مات شدن گیج شدن
مترادف و متضاد
۱. مردد شدن، دودل شدن
۲. گیج شدن، کلافهشدن
۳. راه گم کردن
۴. سرگردان شدن
۵. کلافه شدن
کلمات مرتبط
سرگرم شدن
سرگم شدن
سندرم گرسمن استراسلر شانکر
سردرگم
سردرگم و هاج و واج کردن
سردرگم کردن
کلاف سردرگم
سردرهم اوردن
سردرگمی
نظرات