کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سربه-دار | کلماتور
معنی کلمه : سربه دار
تلفظ بین المللی :
/sˈorbeː dˈɑr/
تلفظ :
[s'oRbe: d'AR]
پیمایش سریع
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
سرخه دار
بنزین سرب دار
سرب دار
سرمه ٔ دنباله دار
از ان نترس که های و هوی دارد از اون بترس که سر به تو دارد
اندیس سرب و مس دارستان
قنات چشمه سرده داراب
سرمه ٔ دنباله دا
سرکه بر ابرو دا
فرهنگ عمید
فرهنگ عمید
۱. کسی که آماده است سرش بر دار رود.
۲. شخص ماجراجو و پرخاشخر که دل بر کشته شدن بدهد و بر ضد حکومت وقت قیام کند.
۳. سربربادرفته، برسرِداررفته.
کلمات مرتبط
سرخه دار
بنزین سرب دار
سرب دار
سرمه ٔ دنباله دار
از ان نترس که های و هوی دارد از اون بترس که سر به تو دارد
اندیس سرب و مس دارستان
قنات چشمه سرده داراب
سرمه ٔ دنباله دا
سرکه بر ابرو دا
نظرات