کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سربزیر | کلماتور
معانی کلمه : سربزیر
تلفظ بین المللی :
/sarbˈazir/
تلفظ :
[saRb'aziR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سربزیری
سرازیر
سرازیر شدن
سرازیری
سرزیر
عنبرنهنگ سربزرگ
کاکایی سربزرگ
لاک پشت سربزرگ حقیقی
بعقب سرازیر شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
سربزیر. [ س َ ب ِ ] ( ص مرکب ) در تداول عام ، آرام. بی آزار. که ازغایت شرم سر بالا نکند: کاسب سربزیر. جوان سربزیر.
فرهنگ فارسی
در تداول عام آرام بی آزار
( صفت ) ۱ - آنکه سر و چشمانش متوجه زمین است . ۲ - مطیع فرمانبردار : جوان سر بزیری است .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
docile (صفت)رام، رام شدنی، سر براه، مطیع، سربزیر، تعلیم بردارobedient (صفت)رام، رام شدنی، سر براه، خاضع، فرمانبردار، مطیع، سربزیر، خاشع، حرف شنوtractable (صفت)سر براه، نرم، سربزیر، رام کردنی، سست مهار، رام شوobediently (قید)سربزیر...
کلمات مرتبط
سربزیری
سرازیر
سرازیر شدن
سرازیری
سرزیر
عنبرنهنگ سربزرگ
کاکایی سربزرگ
لاک پشت سربزرگ حقیقی
بعقب سرازیر شدن
نظرات