کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سربالایی | کلماتور
معانی کلمه : سربالایی
تلفظ بین المللی :
/sarbˈɑlɑˌiː/
تلفظ :
[saRb'AlA,i:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
هر سربالایی سرازیری داره
سربابایی
حمام و اب انبار سربالای فیروزاباد
میمون دماغ سربالای تونکین
میمون دماغ سربالای خاکستری
میمون دماغ سربالای سیاه
میمون دماغ سربالای طلایی
میمون دماغ سربالای میانمار
سربالا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
سربالایی. [ س َ ] ( حامص مرکب ، اِ مرکب ) فراز، مقابل سرازیری و نشیب.
فرهنگ عمید
۱. سربالا بودن.
۲. (اسم ) [مقابلِ سرازیری و سراشیبی] ارتفاع، بلندی.
فرهنگ فارسی
۱ - سر بالا بودن . ۲ - محلی که رو به بالا میرود مقابل سرازیری .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
بلندی، فراز، فرازین ≠ سراشیبی
acclivity (اسم)سربالاییuphill (اسم)سربالایی، جاده سر بالاaccolade (اسم)سربالایی، ستایش، خط اتصال، اکولادhauthorghtiness (اسم)سربالاییarrogance (اسم)سربالایی، تکبر، غرور، نخوت، گستاخی، شدت عمل، گردنفرازی، خود رایی، خود سری، خیره سری، عظمت، خود بینیascent (اسم)فراز، سربالایی، ترقی، عروج، صعود، فرازرویrise (اسم)فراز، پیشرفت، سربالایی، ترقی، صعود، طلوع، قیام، ترقی خ...
واژه نامه بختیاریکا
بِندار؛ بنداشتی؛ دو بندی؛ دره والا
کُت والا
کلمات مرتبط
هر سربالایی سرازیری داره
سربابایی
حمام و اب انبار سربالای فیروزاباد
میمون دماغ سربالای تونکین
میمون دماغ سربالای خاکستری
میمون دماغ سربالای سیاه
میمون دماغ سربالای طلایی
میمون دماغ سربالای میانمار
سربالا
نظرات