سرایت . [ س ِ ی َ ] (ع مص ) تأثیر و دررفتن واثر کردن چیزی در چیزی . (غیاث ). سرایة : نیست یک تن در این همه اطراف کاندر او وهن را سرایت نیست .
مسعودسعد.
رجوع به سرایة شود. || درگذشتن از چیزی . (غیاث اللغات از صراح اللغة). رجوع به سرایة شود. سرایت. [ س ِ ی َ ] ( ع مص ) تأثیر و دررفتن واثر کردن چ...
فرهنگ عمید
۱. (پزشکی ) انتقال مرض از یکی به دیگری، واگیری. ۲. اثر کردن و جاری شدن چیزی در اجزای چیز دیگر، اثر کردن چیزی در چیز دیگر. ۳. [قدیمی] به راه افتادن و سیر کردن در شب، شب رفتن.
فرهنگ معین
(سَ یَ ) [ ع . سرایة ] ۱ - (مص ل . ) اثر کردن . ۲ - (اِمص . ) اثر، تأثیر. ۳ - انتقال بیماری به دیگری .
فرهنگ فارسی
(پزشکی) انتقال، واگیر
شب رفتن وسیرکردن درشب، اثرکردن وجاری شدن ۱ - ( مصدر ) بشب رفتن سیر کردن در شب ۲ - اثر کردن تاثیر کردن . ۳ - انتقال یافتن مرضی از شخصی ( یا جانوری ) بشخص دیگر . ۴ - ( اسم ) اثر تاثیر . ۵ - انتقال مرض واگیری .
[ویکی فقه] انتقال، نفوذ و گسترش را سرایت گویند. از آن در بابهای عتق، یمین، حدود، قصاص و دیات سخن گفته اند.بنابر قول مشهور، از اسباب آزادی برده، سرایت است؛ بدین معنا که هرگاه مولا بخشی از برده خود را آزاد کند، آزادی به همه برده سرایت کرده و وی آزاد می گردد. چنان که اگر مولایی که مالک نیمی از برده است، سهم خود را آزاد کند، با داشتن توانایی مالی- پس از تعیین قیمت برده- باید بهای سهم شریکش را بپردازد ...
فرهنگستان زبان و ادب
{contagion} [علوم سلامت] انتقال عفونت ازطریق تماس مستقیم یا انتشار قطرک ها یا اشیای آلوده {transmission} [زیست شناسی] 1. انتقال بیماری از یک فرد به فرد دیگر
2. انتقال صفات وراثتی از والدین به نسل بعد