سراویل. [ س َ ] ( ع اِ ) مؤلف غیاث اللغات آرد: شلوار و پاجامه. در این لفظ اختلاف است. نزد بعضی عربی است و پیش جمعی عجمی و گروهی واحد گویند و طایفه ای جمع دانند. فقیرمؤلف گوید که سراویل جمع و معرب است که بمعنی واحدمستعمل گردیده ، ظاهراً در اصل شلوار بوده که مرکب است از شَل بمعنی ران و وار که کلمه بمعنی لایق باشد،پس لام را به رای مهمله و رای مهمله را به لام بدل کردند شروال حاصل شد، بعد معرب کردند ...
فرهنگ عمید
سروال#NAME?
= سروال
فرهنگ معین
(سَ ) (اِ. ) جِ سِروال ، شلوار، زیر جامه .
فرهنگ فارسی
مولف غیاث اللغات آرد : شلوار یا جامه درین لفظ اختلاف است نزد بعضی عربی است و پیش جمعی عجمی و گروهی واحد گویند .