( سرآغج ) سرآغج. [ س َ غ ُ] ( اِ مرکب ) سرآغوج. سرآغوش. سراگوش. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). گیسوپوش زنان باشد، و آن کیسه ای است مانند همیان بدرازی سه گز و بر یک سر آن کلاهی باشد وآن چیزی است که از مروارید و زر دوزند به اندام محراب و بر پیشانی گذارند و گیسو را در آن کیسه نهند و بر سر دیگرش مسلسلی بوده و آن را بر زیر بغل راست گذرانیده بر کتف چپ اندازند و در آن تکلفات کنند. ( برهان ) ( جهانگیری ). ک...