کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سراسیمه-کردن | کلماتور
معانی کلمه : سراسیمه کردن
تلفظ بین المللی :
/sarˈɑsimˌeː kˈardan/
تلفظ :
[saR'Asim,e: k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
سراسیمه
سرآسیمه
سراسیمه شدن
سراسیمه وار
سراسیمه گشتن
سراسیمه بودن
سراسیمه رفتن
سرآسیمه شدن
سرآسیمه گشتن
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
confuse (فعل)دست پاچه کردن، گیج کردن، مغشوش کردن، سراسیمه کردن، ژولیده کردن، گیر انداختن، در جواب عاجز کردن، اشفته کردن، باهم اشتباه کردن، گرفتار کردن، اسیمه کردنstun (فعل)بی حس کردن، گیج کردن، سراسیمه کردن، حیرت زده کردنagitate (فعل)تحریک کردن، بکار انداختن، پریشان کردن، تکان دادن، اشفتن، سراسیمه کردن، مضطرب کردنconfound (فعل)گیج کردن، پریشان کردن، سراسیمه کردن، مات کردنdisconcert (فعل)دست پاچه ک...
واژه نامه بختیاریکا
گفگنیدِن؛ ور گفگنیدِن
کلمات مرتبط
سراسیمه
سرآسیمه
سراسیمه شدن
سراسیمه وار
سراسیمه گشتن
سراسیمه بودن
سراسیمه رفتن
سرآسیمه شدن
سرآسیمه گشتن
نظرات