Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سراجر

تلفظ بین المللی : /sarˈɑdʒar/ تلفظ :‌ [saR'AdZaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • سراجرلو
  • السراج المنیر فی الکشف عن الوحدانیه الکبری
  • السرایرالحاوی لتحریرالفتاوی
  • ساجر
  • سرابرود
  • سراج
  • سراج الدین
  • سراج الدین وند
  • سراج الطیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

سراجر. [ س َ ج َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر،واقع در 37500گزی شمال خاوری کلیبر. هوای آنجا گرم و دارای 540 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه سلین چای و دو رشته چشمه تأمین میشود. محصول آنجا غلات ، سردرختی ، و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان گلیم بافی و راه آن مالرو است. این ده محل سکنای ایل چلیپانلو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 )....

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان گرما دوز بخش کلیبر شهرستان اهر واقع درسی و هفت هزار و پانصد گزی شمال خاوری کلیبر .

گویش مازنی

۱بالا ۲سربالا – راه بالایی

/saraajor/ بالا - سربالا – راه بالایی

کلمات مرتبط

  • سراجرلو
  • السراج المنیر فی الکشف عن الوحدانیه الکبری
  • السرایرالحاوی لتحریرالفتاوی
  • ساجر
  • سرابرود
  • سراج
  • سراج الدین
  • سراج الدین وند
  • سراج الطیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات