سراجا. [ س ِ ] ( اِخ )همشیره زاده ترابای خوش نویس است. در بدو حال نقاشی میکرد، ترک کرده در مقام قناعت و صلاح بوده کمال پرهیز داشت و عبادت بسیار میکرد. در مذمت بی نماز گفته :آن سجده پیش آدم و این پیش حق نکردشیطان هزار مرتبه بهتر ز بی نماز.مدتی در اصفهان با میرزا حسن واهب مشاعره داشت ،گاهی بیتی میگفت منجمله شعرش این است در تعریف اصفهان :از آن درفش فریدون گرفت عالم راکه پیش دامن آهنگر صفاهانست.( از ت...
فرهنگ فارسی
همشیره زاده ترابای خوش نویس است در بدو حال نقاشی میکرد ترک کرده در مقام قناعت و صلاح بوده کمال پرهیز داشت و عبادت بسیار میکرد .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی سِرَاجاً: چراغمعنی وَهَّاجاً: چیزی که نور و حرارت شدیدی داشته باشد (منظور از چراغ وهاج در عبارت "وَجَعَلْنَا سِرَاجاً وَهَّاجاً "خورشید است)ریشه کلمه: سرج (۴ بار)تعبیر به «سراج» (چراغ) درباره «خورشید» و «نور» در مورد «ماه» به خاطر آن است که نور «خورشید» از درون خودش می جوشد مانند چراغ، اما نور «ماه» از درون خودش نیست و شبیه بازتابی است که از آئینه منعکس می شود; و لذا کلمه «نور» ...