سراب . [ س َ] (اِخ ) ده مخروبه ای است از دهستان براآن بخش حومه ٔشهرستان اصفهان . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
باغ و زمینی که نزدیک آب و سرچشمه یا ابتدای نهر و رودخانه باشد.
تصویری موهوم که در روز و روی سطح افقی به دلیل انعکاس نور بر لایهای از هوای رقیقشدۀ نزدیک به سطح زمین تشکیل میشود: ◻︎ دور است سر آب در این بادیه هشدار / تا غول بیابان نفریبد به سرابت (حافظ: ۴۸).
(سَ) [ ع . ] (اِ.) زمین صاف و هموار که در اثر گرمای زیاد، از فاصلة دور به نظر آب می نماید.
تصویر ناشی از خم شدن و بازتاب نور در لایههای گرم هوایی که دارای چگالیهای متفاوت است
سهراب
آل، سرابه، شورهزار، کوراب ≠ چشمه