سرا. [ س َ ] (اِخ ) قریه ای است در نهاوند. (معجم البلدان ).
سرا. [ س َ ] (هندی ، اِ) اسم هندی خمر است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
سرا. [ س َ ] (اِخ ) در ساحل نهر اتل است و نهر اتل بصحراء قفچق است و سرا برساحل آن است . (ابن بطوطه ، از یادداشت بخط مؤلف ).
مسرت؛ شادی؛ شادمانی؛ شادکامی؛ خوشی.
۱. = سراییدن
۲. سراینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): چکامهسرا، داستانسرا، سخنسرا، مدحتسرا، نغمهسرا.
خانه
دور – اطراف
۱دشت – صحرا ۲کشت زار
۱اتراق گاه دامداران ۲خانه
خانه
کوشک، قصر
بقعه، بیت، خانه، دار، کاشانه، مسکن، منزل
۱. بقعه، بیت، خانه، دار، کاشانه، مسکن، منزل
۲. کوشک، قصر