( سر در آوردن ) ( مصدر ) ۱ - سر را بیرون کردن از جایی ( پنجره و مانند آن ) . یا سر در آوردن از چیزی . از آن آگاه شدن . مطلع گشتن : من از این کار هیچ سر در نمیاورم . یا از حرفهای ( سخنان ) کسی سر در آوردن . آنها را فهمیدن : وقتی فهمید که طرف خطاب نقاش است از حرفهای او سر در نمی آورد .