Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سد

تلفظ بین المللی : /sˈad/ تلفظ :‌ [s'ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • سد آب زیرزمینی
  • سد آتش
  • سد اسوان
  • سد اسکندر
  • سد انوشیروان
  • سد اَبر
  • سد ثانویه
  • سد جنبش
  • سد خرو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

سد. [س ُدد ] (اِخ ) کوهی است غطفان را. (معجم البلدان ).

سد. [ س ُدد ] (اِخ ) قلعه ای است به یمن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). قلعه ای است به یمن از اعمال عبد علی بن عواض . (معجم البلدان ).

سد. [ س ُدد ] (اِخ ) اصطخری گوید: قریه ٔبزرگی است در دوفرسخی ری . دوازده هزار باغ معروف دارد و همچنین هر روز در این قریه یکصد و ...

فرهنگ عمید

صد؛ عدد صد.

۱. دیواری ضخیم که از سنگ و سیمان یا آجر و آهک یا چوب و آهن برای بالا آمدن سطح آب و آبیاری زمین‌های اطراف یا جلوگیری از سیل، در جلو آب می‌سازند.
۲. [عربی: سَدّ، جمع: اَسداد] بند؛ حائل میان دو چیز.
۳. (اسم مصدر) بستن؛ بند کردن.
۴. (اسم مصدر) به هم‌آوردن رخنه.

صد، عدد صد.۱. دیواری ضخیم که از سنگ و سیمان یا آجر و آهک یا چوب و آهن برای بالا آمدن سطح آب و آبیاری زم...

فرهنگ معین

(سَ دّ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) بستن . ۲ - (اِ. ) بند، حایل میان دو چیز. ۳ - دیواری که برای جلوگیری از سیل یا ذخیره کردن آب می سازند. ، ~ سکندر کنایه از: سد یا مانع استوار و محکم .

دانشنامه آزاد فارسی

سد (dam)سازه ای برای جلوگیری از جاری شدن سیل و جمع آوری آب برای ذخیره سازی ، آبیاری ، و تولید برق. بزرگ ترین سدها از نوع خاک وسنگی اند که به سد خاکینیز معروف اند. سدهای قدیمی بریتانیا، که حدود ۱۸۰۰ و پیش از آن ساخته شدند، هسته ای از خاک رُس ورزداده(مخلوطِ خاک رُس و آب برای افزایش نفوذناپذیری) داشتند. این نوع سد را معمولاً در درّه های عریض می سازند . در درّه های باریک و عمیق باید سد بتونی ساخت ، زی...

فرهنگ فارسی

← سد جنبش

۱ - ( مصدر ) بستن . ۲ - اصلاح کردن . ۳ - ( اسم ) حایل میان دو چیز . ۴ - دیواری ضخیم و محکم که با سنگ آجر سیمان آهک و مصالح دیگر بمنظور ذخیره کردن مقدار بسیار آب در پشت آن بنا کنند . جمع : اسداد .
کوهی است غطفان را

دانشنامه عمومی

سَد یا به فارسی «بَند» مانعی است که در جلوی جریان آب و برای مهار کردن آن ساخته می شود. سد دیواری محکم است که به منظور مهار کردن یا تغییر مسیر آب در عرض دره یا میان دو کوه و در مسیر رود ایجاد می کنند.سدهای وزنیسدهای قوسیدر پشت سد، دریاچه ای درست می شود که آبش را اندوخته می کنند تا در موقع نیاز از آن استفاده کنند. سدها در نگهداری و استفاده از منابع آب و زمین به انسان یاری می رسانند. سدی که در جای من...

گویش مازنی

آب بند

مترادف و متضاد

صد

حد، مرز

مسدود، بست

آب‌بند، بند

حایل، رادع، مانع

بستن، مسدود کردن

قرن، مائه، مئه ≠ دهه، هزاره

۱. بستن، مسدود کردن
۲. حایل، رادع، مانع
۳. آببند، بند
۴. مسدود، بست
۵. صد
۶. حد، مرز

dyke (اسم)نهر، بند، مانع، بند آب، سد، خاکریز، اب گذر، اب بندdike (اسم)نهر، بند، مانع، بند آب، سد، خندق، خاکریز، اب گذر، اب بندdam (اسم)بند، س...

فرهنگ فارسی ساره

آب بند

واژه نامه بختیاریکا

چُته؛ گیر

فرهنگستان زبان و ادب

[ژئوفیزیک] ← سد جنبش
{block} [ورزش] 1. در بسکتبال، هرنوع مانع یا ایجاد مانع 2. در بسکتبال، تماس غیرقانونی که مانع از حرکت مهاجم شود

کلمات مرتبط

  • سد آب زیرزمینی
  • سد آتش
  • سد اسوان
  • سد اسکندر
  • سد انوشیروان
  • سد اَبر
  • سد ثانویه
  • سد جنبش
  • سد خرو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات