کسی که مردم اوراریشخندکنند، بی مزدواداربه کار
۱ - ( صفت ) مطیع فرمانبردار . ۲ - مقهور زیردست . ۳ - کسی که مورد ریشخند واقع شود مسخره . ۴ - کسی که بکار بیمزد و مواجب گمارده شود . ۵ - ستور یا کشتی که بار و بنه شاه را مفت و بدون پرداخت کرایه حمل کند . ۶ - زیر دست . ۷ - ( اسم ) کار بیمزد و اجرت . ۸ - تمسخر لاغ فسوس .