کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سخت-کار-کردن | کلماتور
معنی کلمه : سخت کار کردن
تلفظ بین المللی :
/sˈaxt kˈɑr kˈardan/
تلفظ :
[s'axt k'AR k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کار سخت و طاقت فرسا کردن
کمر سخت کردن
کار سخت گرفتن
کار سخت
کار سخت و طاقت فرسا
رویه سخت کاری
سخت کاری
سخت کاری شعله ای
کمر سخت
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
grind (فعل)خرد کردن، ساییدن، اذیت کردن، کوبیدن، سابیدن، سخت کار کردن، اسیاب کردن، تیز کردن، اسیاب شدنslave (فعل)سخت کار کردن، غلامی کردنfag (فعل)جان کندن، خسته کردن، خرحمالی کردن، از پا در اوردن، سخت کار کردن...
کلمات مرتبط
کار سخت و طاقت فرسا کردن
کمر سخت کردن
کار سخت گرفتن
کار سخت
کار سخت و طاقت فرسا
رویه سخت کاری
سخت کاری
سخت کاری شعله ای
کمر سخت
نظرات