کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سخت-بازو | کلماتور
معانی کلمه : سخت بازو
تلفظ بین المللی :
/sˈaxt bˈɑzu/
تلفظ :
[s'axt b'Azu]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سست بازو
سنت بازولز
نیوتاون سنت بازولز
کلیسای سنت باتولف بوستون
سخت
سَخت
سُخت
سخت آکنه
سخت افزار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
سخت بازو. [ س َ ]( ص مرکب ) کنایه از توانا. ( انجمن آرای ناصری ) ( شرفنامه منیری ). قوی هیکل و توانا. ( برهان ) : سعدیا تن به نیستی در ده چاره سخت بازوان اینست.سعدی.چنان سخت بازو شد و تیز چنگ که با جنگجویان طلب کرد جنگ.سعدی. || حمایت. ( انجمن آرا ). صاحب حمایت. ( برهان ). غیرتمند. غیرتی : درمی چند ریخت درمشتش سخت بازو بزر توان کشتش.سعدی....
فرهنگ عمید
آن که بازوان سخت و قوی دارد، قوی، توانا، زورمند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه بازوانی سخت و محکم دارد توانا زورمند . ۲ - صاحب حمایت .
کلمات مرتبط
سست بازو
سنت بازولز
نیوتاون سنت بازولز
کلیسای سنت باتولف بوستون
سخت
سَخت
سُخت
سخت آکنه
سخت افزار
نظرات