معانی کلمه : سحنه
لغت نامه دهخدا
سحنه .[ س َ ن َ ] (اِخ ) جایگاهی است بین بغداد و همدان و گویند نزدیکی همدان . (معجم البلدان ). شهری است نزدیک همدان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به صحنه شود.
فرهنگ عمید
۱. رنگ و هیئت، شکل ظاهر.
۲. نرمی روی و پوست.
۲. نرمی روی و پوست.
فرهنگ فارسی
جایگاهی است بین بغداد و همدان و گویند نزدیکی همدان .
