سجود. [ س ُ ] ( ع مص ) سر بر زمین نهادن وفروتنی نمودن. ( منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) ( ترجمان القرآن ). سر بر زمین نهادن و فروتنی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از المصادر زوزنی ) ( دهار ) : از سجودش بتشهد برد آنگه بسلام زو سلامی و درودی ز تو بر جمع کرام.منوچهری.تن را سجود کعبه فریضه ست و نقص نیست گر دیده راز دیدن کعبه جدا کند.خاقانی.گر تن بقرب کعبه نگشت آشنا رواست باید که جان بقرب سجود آشنا کند...
فرهنگ عمید
پیشانی بر زمین گذاشتن برای عبادت یا اظهار فروتنی.
فرهنگ معین
(سُ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) سجده کردن . ۲ - (اِمص . )پرستش ، پیشانی بر زمین گذاشتن برای عبادت یا اظهار فروتنی .
فرهنگ فارسی
پیشانی برزمین گذاشتن، برای عبادت یااظهارفروتن ۱ - ( مصدر ) سجده . ۲ - ( اسم ) پرستش بندگی عبادت . سر بر زمین نهادن و فروتنی نمودن یا بر جهت باد رفتن کشتی .
[ویکی فقه] نهادن پیشانی بر زمین را سجود گویند. از احکام آن به تفصیل در باب صلات سخن گفته اند.در هر رکعت از نمازهای واجب و مستحب، دو سجده واجب است و ترک یا زیاد کردن عمدی یکی از آن دو موجب بطلان نماز می شود؛ لیکن ترک یا افزایش سهوی یکی از دو سجده بنابر قول مشهور، نماز را باطل نمی کند و در صورت ترک سهوی، چنانچه پیش از ورود به رکن بعدی (رکوع) متذکر شود، باید برگردد و آن را به جا آورد، و در صورت متذکر...