سجاوندی . [ س َ وَ ] (اِخ ) احمدبن محمد مکنی به ابوبدیل . رجوع به احمدبن محمد... شود.
سجاوندی . [ س َ وَ ] (اِخ ) (الامام ) سراج الدین ابوطاهر محمدبن محمدبن عبدالرشید. رجوع به محمد... شود.
سجاوندی. [ س َ وَ ] ( اِخ ) احمدبن محمد مکنی به ابوبدیل. رجوع به احمدبن محمد... شود.سجاوندی. [ س َ وَ ] ( اِخ ) ( الامام ) سراج...
فرهنگ عمید
۱. (ادبی ) علائمی که در نقطه گذاری متون به کار می رود. ۲. (صفت نسبی، منسوب به سجاوند، ناحیه و کوهی در نزدیکی سیستان ) [قدیمی] از مردم سجاوند. ۳. (اسم مصدر ) [قدیمی] نقش و نگار کردن در صفحۀ کتاب با آب زر و شنگرف.
محمد بن عبدالرشید ( یا محمد بن محمد بن عبدالرشید ) حنفی مکنی به ابو طاهر ملقب به سراج الدین از بزرگان علما و فقهای قرن پنجم ( ف.حدود ۴۷٠ قم. ) از تالیفات اوست : کتاب (( فرائض سجادیه ) ) که چند بار در لندن کلکته و مصر بطبع رسیده و شروح بسیار بر آن نوشته اند .( صفت ) ۱ - منسوب به سجاوند . ۲ - منقش کردن کتاب با طلا و شنگرف .محمد بن ابی یزید طیفور ملقب به شمس الدین و مکنی به ابی الفضل السجاوندی ....