کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سبیلو | کلماتور
معانی کلمه : سبیلو
تلفظ بین المللی :
/sebˈilu/
تلفظ :
[seb'ilu]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
زار سیلو
سبدلو
سبیل
سبیل الله
سبیل بند
سبیل بودن
سبیل کردن
سبیله
سبیلی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
سبیلو. [ س ِ ] ( ص نسبی ) سبیل کلفت. سبیل گنده. آنکه بروتی کلان دارد. || سبیل دار. در مقابل سبیل تراشیده. کسی که سبیل خود را نتراشد.
فرهنگ عمید
مردی که سبیل کلفت دارد، سبیل دار، دارای سبیل.
فرهنگ معین
(س ) (ص مر. ) دارای سبیل پرپشت .
مترادف و متضاد
سبیلدار ≠ ریشو، ریشدار
کلمات مرتبط
زار سیلو
سبدلو
سبیل
سبیل الله
سبیل بند
سبیل بودن
سبیل کردن
سبیله
سبیلی
نظرات