معانی کلمه : سبک پری
لغت نامه دهخدا
سبک پری. [ س َ ب ُ پ َ ] ( حامص مرکب ) تیز پریدن. تیزروی :
تیزتر از کبوتری برج ببرج می پرد
بیضه زر همی نهد دربدر از سبکپری.
تیزتر از کبوتری برج ببرج می پرد
بیضه زر همی نهد دربدر از سبکپری.
فرهنگ فارسی
تیز پریدن تیز روی
