معنی اصطلاح -> سبک [ و ] سنگین کردن
کسی / چیزی را آزمودن، ارزش کسی / چیزی را برآورد کردن
مثال:
- بعد از آن که موضوع را خوب سبک سنگین کردم، به این نتیجه رسیدم که این کار به نفعم نیست و خودم را کنار کشیدم.
- طوری مهمان ها را برانداز و سبک سنگین می کرد که گویی می خواهد آن ها را بخرد.