سبک رو. [ س َ ب ُ ] (ص مرکب )سبک روی . بدگوهر. وقیح . پررو. بی شرم : همه ساله تا بود خونریز بودسبکرو و بدگوهر و تیز بود. فردوسی .هر زمان تازه یکی دوست درآید ز درم هم سبک روح بفضل و هم سبکروی بجاه .فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص 359)....
فرهنگ عمید
پررو؛ بیشرم.
تندرو؛ چابک؛ سبکرفتار؛ سبکپا.
تندرو، چابک، سبک رفتار، سبک پا. پررو، بی شرم.
فرهنگ فارسی
بد گوهر وقیح پررو بی شرم ( صفت ) ۱ - تندرو سریع السیر . ۲ - گریز پا . ۳ - غافل بیخبر .