سبک داشتن. [ س َ ب ُ ت َ ] ( مص مرکب ) استخفاف. اهانت. استهانت. حقیر شمردن. خوار شمردن. استخفاف. ( ترجمان القرآن ): استجهال ؛نادان شمردن و سبک داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). استفاه. تهوین. هوان. مهانة. ( منتهی الارب ) : تو دانی که نگریزم از کارزارولیکن سبک داردم شهریار.فردوسی.هش و رای پیران سبک داشتندهمه پند او را تنک داشتند.فردوسی.گراین حدیث سبک داشت لاجرم امروزهمی کشید بدو پا سبک دو بند گران.فرخی...
فرهنگ معین
( ~ . تَ ) (مص م . ) ۱ - خوار شمردن . ۲ - (مص ل . ) مسامحه کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خفیف شمردن خوار شمردن .
مترادف و متضاد
۱. کوچک شمردن، خوار داشتن، تحقیر کردن ۲. بیاهمیت دانستن