Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سبوکش

تلفظ بین المللی : /sabˈukeʃ/ تلفظ :‌ [sab'ukeS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • سبوک
  • سبوک دست
  • سبوک سنگین
  • سبوک سنگین کاردن
  • سبوک پا
  • سبوک گاله
  • سبدکش
  • سبوکتای
  • افشین سبوکی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سبوکش. [ س َ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) سبوکشنده. آنکه سبو کشد. حمل کننده سبو. آنکه سبو از جایی بجایی برد. || شرابخوار : صد چو حاضر سبوکشان دیدم بر در دیر ساخته مأوی.ناصرخسرو.کعبه بزاهدان رسد دیر بما سبوکشان بخشش اصل دان همه ما و تو از میان بری.خاقانی.سبوکشان همه در بندگیش بسته کمرولی ز ترک کله چتر بر سحاب زده.حافظ.نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس بسا سراکه در این کارخانه سنگ و سبوست.حافظ....

فرهنگ عمید

۱. آن که سبو را حمل کند و از جایی به جایی ببرد.
۲. کسی که یک سبو شراب بنوشد.
۳. [مجاز] شراب خوار.

فرهنگ معین

( ~ . کِ ) (ص فا. ) ۱ - شرابخوار. ۲ - کسی که کوزة شراب را حمل می کند. ۳ - مجازاً، بنده ، اسیر.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه شراب از سبو نوشد .

کلمات مرتبط

  • سبوک
  • سبوک دست
  • سبوک سنگین
  • سبوک سنگین کاردن
  • سبوک پا
  • سبوک گاله
  • سبدکش
  • سبوکتای
  • افشین سبوکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات