سببی. [ س َ ب َ بی ] ( ص نسبی ) منسوب به سبب. آنچه به اسباب پدید آید. - قرابت سببی ؛ مقابل قرابت نسبی. قرابتی که از ولاء حاصل شود. رجوع به قرابت شود.
فرهنگ فارسی
منسوب به سبب آنچه باسباب پدید آید
در فارسی، فعل گذرایی که با افزودن ونـد «ـ ان» بـه آن ظـرفیت (valency) یا تعداد وابستههایش افزایش مییابد متـ . فعل سببی cauthorsative verb, factitive verb
مترادف و متضاد
خویشاوندی، وابستگی ≠ نسبی
cauthorsal(صفت)
سببی، علتی، مبنی بر سبب، بیان کننده علت
فرهنگستان زبان و ادب
{cauthorsative} [زبان شناسی] در فارسی، فعل گذرایی که با افزودن ونـد «ـ ان» بـه آن ظـرفیت (valency ) یا تعداد وابسته هایش افزایش می یابد
متـ . فعل سببی cauthorsative verb, factitive verb