سباق . [ س َ ] (اِخ ) نام وادی است به دهناء. (معجم البلدان ).
سباق . [ س َب ْ با ] (ع ص ) سبقت گیرنده . (اقرب الموارد): هو سباق غایات ؛ او فراهم آورنده ٔ نیزه های سبقت است یعنی بر دیگری سبقت گیرنده است . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). حائز قصبات السبق فی الفضائل و المناقب و المآثر. (اقرب الموارد).
بسیار پیشیگیرنده؛ آنکه همواره پیشی جوید و پیش افتد.
۱. پیشی گرفتن؛ پیشی جستن.
۲. اسبدوانی.
۳. (اسم) هر مسابقهای که بین دو یا چند تن باشد.
۴. (اسم) پابند پرندگان شکاری که از چرم یا جنس دیگر است.