سای . (اِخ ) نام قلعه یی بوده است که اغلان محمد در آن بود. (ذیل جامع التواریخ رشیدی ص 216).
سای. ( نف مرخم ) فاعل ساییدن را گویند که ساینده باشد. ( برهان ). ساینده. ( شرفنامه ) : جلوه گاه طایر اقبال باشد هر کجاسایه اندازد همای چتر گردون سای تو.حافظ.- اوج سای : در آن سنگ بسته دز اوج سای عمارتگری کرد بسیار جای.نظامی....
فرهنگ عمید
۱. = ساییدن ۲. ساینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): پولادسای، آسمان سای، سرمه سای، عنبرسای، مشک سای، نمک سای.
فرهنگ فارسی
در ترکیب به معنی ساینده آید پولاد سای سرمه سای نمک سای .
دانشنامه عمومی
سای می تواند به موارد زیر اشاره کند:سای (خواننده رپ)سای (حرف)ذره سایسای (سلاح)wiki: ژاپن است.http://news.naver.com/main/read.nhn?mode=LSD&mid=sec&sid1=102&oid=001&aid=0000114563http://www.kpopstarz.com/articles/12239/20120809/psy-tablo-wives-thank-yg-entertainment-yang-hyun-suk-k-pop.htmhttp://www.allkpop.com/2012/09/psy-officially-signs-with-justin-biebers-agency-island-records-invited-to-mtv-vma...