Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ساکن ساختن

تلفظ بین المللی : /sˈɑken sˈɑxtan/ تلفظ :‌ [s'Aken s'Axtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • ساتن
  • ساخن
  • ساتن هو
  • ساتن کلدفیلد
  • چارلز ساتن
  • خط ساتن و مول والی
  • ساتن 2532
  • ساتن اسکس
  • ساتن ان ترنت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ساکن ساختن. [ ک ِ ت َ ] ( مص مرکب ) تسکین دادن. فرونشاندن. رفع : داناست به مصالح جمع ساختن پراکندگی و عاقبت کار، و ساکن ساختن و فرونشاندن بلیه دشوار. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 315 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - مسکن گرفتن جای گزیدن . ۲ - ایستادن توقف کردن . ۳ - تسکین یافتن آرام گرفتن . ۴ - ساکن گردیدن حرف متحرک .

مترادف و متضاد

۱. فرونشاندن، تسکین یافتن
۲. آرام کردن، مطمئن ساختن، آرامش دادن


کلمات مرتبط

  • ساتن
  • ساخن
  • ساتن هو
  • ساتن کلدفیلد
  • چارلز ساتن
  • خط ساتن و مول والی
  • ساتن 2532
  • ساتن اسکس
  • ساتن ان ترنت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات