سالی . (ص ) بی غم . (یادداشت مؤلف ).
سالی . (اِ) انجدان رومی و کاسم رومی . (الفاظ الادویه ).
سالی . (اِ) هر چیز دیرینه و کهنه و مستعمل را گویند. (برهان ) (آنندراج ) (رشیدی ) (شرفنامه ٔ منیری ). || (اِ) بهندی خواهرزن را گویند. (برهان ) (آنندراج ).
نوعی تور ماهی گیری که با دست به نقاطی از رود که احتمال وجود ...
(تلفظ: sāli) بیغم ، سالدیده و سالمند ؛ نام دو روستا در راهرو خرمآباد .