سالانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ، ق مرکب ) منسوب بسال. و هر سال و سالیانه. ( ناظم الاطباء ). در هر سال. ( استینگاس ). رجوع به سال شود.
فرهنگ عمید
۱. مربوط به سال. ۲. ویژگی کاری که در طول یک سال یک بار انجام شود. ۳. ویژگی آنچه در طی یک سال به طور مداوم انجام شود. ۴. (قید ) هر سال.
فرهنگ معین
(نِ ) (ص . ) ۱ - آن چه که یک بار در سال صورت گیرد. ۲ - سالیانه .
فرهنگ فارسی
سالیانه، هرسال، سالی یکبار، سال بسال، منسوب سال ( صفت ) ۱ - مربوط به سال آنچه که در هر یک سال یک بار منعقد میشود : [[ جشن سالانه دبستان ... ]] . ۲ - مجلس تذکری که در روز وفات عزیزی منعقد کنند . ۳ - بهر سال در هر سال .