ساق . (اِخ ) کوهی است در خاک بنی اسد. (معجم البلدان ).
ساق . (اِخ ) جایگاهی است . (شرح قاموس ) (منتهی الارب ).
ساق . (اِخ ) آبی است متعلق به بنی عجل میان راه بصره و کوفه بسوی مکه . (معجم البلدان ).
۱. (زیستشناسی) قسمتی از پای انسان از زانو تا مچ؛ ساق پا.
۲. (زیستشناسی) تنۀ درخت.
۳. (زیستشناسی) = ساقه
۴. (ریاضی) هریک از دو خط زاویه.
〈 ساق عروس: ‹ساق عروسان› نوعی شیرینی که با آرد، شکر، و روغن به شکل ساق درست میکردند.
[ تر. ] (ص .) سالم ، بی عیب .
[ ع . ] (اِ.)1 - از زانو تا مچ پا. 2 - تنة درخت . 3 - پایین هرچیز.
← ساق پرواز
ساق پا
پایه
ساقه، تنه
پاچه حیوانات
اندام مابین زانو و مچ پا
۱. اندام مابین زانو و مچ پا
۲. پاچه حیوانات
۳. پایه
۴. ساقه، تنه