معانی کلمه : سازگان شناسی
فرهنگ فارسی
علم ردهبندی موجودات زنده براساس خویشاوندی و روابط طبیعی بین آنها
فرهنگستان زبان و ادب
{systematics} [زیست شناسی] علم رده بندی موجودات زنده براساس خویشاوندی و روابط طبیعی بین آنها

علم ردهبندی موجودات زنده براساس خویشاوندی و روابط طبیعی بین آنها