معانی کلمه : سازگاری گیاه زراعی
فرهنگ فارسی
تطابق عوامل محیطی و ژنشناختی در یک منطقه یا یک فصل زراعی بهطوریکه گیاه قادر باشد تمام مراحل رشدونمو خود را به پایان برساند
فرهنگستان زبان و ادب
{crop adaptation} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] تطابق عوامل محیطی و ژن شناختی در یک منطقه یا یک فصل زراعی به طوری که گیاه قادر باشد تمام مراحل رشدونمو خود را به پایان برساند
