۱. مجموع کارمندان، دستگاهها و شعب یک اداره یا بنگاه که به دستیاری همدیگر کارهای خود را با نظموترتیب انجام بدهند؛ تشکیلات.
۲. طرز ساخت.
۳. نظموترتیب.
〈 سازمان دادن: (مصدر متعدی) نظموترتیب دادن.
گروهی از افراد که با هدف یا علاقهمندی خاصی گرد هم میآیند و روابط و ساختار مشخصی را به وجود میآورند * مصوب فرهنگستان اول
نظم و ترتیب، سروسامان
مجموعه کارمندان، پرسنل
اداره، بنگاه، بنیاد، تشکیلات، دستگاه، موسسه
۱. اداره، بنگاه، بنیاد، تشکیلات، دستگاه، موسسه
۲. نظم و ترتیب، سروسامان
۳. مجموعه کارمندان، پرسنل
۴. نامه