(گِ یا گَ ) (حامص . ) ۱ - نظریه ای که در آن روابط انسانی بیش تر با نمادگرایی منطقی تفسیر و توجیه می شود. ۲ - شیوة تجزیه و تحلیل زبان براساس توصیف ویژگی های ساخت و نظام آن .
دانشنامه آزاد فارسی
ساختارگرایی (structuralism)جنبشی فلسفی در قرن ۲۰، در حوزه هایی همچون زبان شناسی، انسان شناسی، و نقد ادبی نفوذ داشته است. ساختارگرایان، با الهام از آثار فردینان دوسوسور، زبان شناس سوئیسی، عقیده دارند که موضوع ها را باید به مثابۀ نظام های روابط تجزیه وتحلیل کرد نه به مثابۀ موجوداتی صریح و مشخص. دوسوسور استدلال می کرد که زبان نظامی از نشانه های اختیاری است، یعنی هیچ رابطه ای ذاتی میان «دال» (صدا یا ن...
دانشنامه عمومی
ساختارگرایی یکی از نظریه های رایج در علوم اجتماعی است. بر پایه این طرز فکر، تعدادی ساختار ناپیدا و ناملموس، چارچوب اصلی پدیده های ظاهری اجتماع را تشکیل می دهند.روش ساختارگرایی در نیمه دوم سدهٔ بیستم از سوی تحلیلگران زبان، فرهنگ، فلسفهٔ ریاضی و جامعه به گونه ای گسترده بکار برده می شد. اندیشه های فردینان دو سوسور را می توان آغازگاه این مکتب دانست. هرچند پس از وی ساختارگرایی تنها به زبان شناسی محدود ...
نقل قول
ساختارگرایی یکی از نظریه های رایج در علوم اجتماعی است.• «۱۹۶۶ سالی بود که تفکر ساختارگرا گل کرد. این تفکر ریشه در آثار لوی استروس داشت، ولی در سال ۱۹۶۶ که لکان روانکاوی را از نو صورت بندی کرد و الگوی زبان شناختی در نظریه ادبی احیا شد - حال بگذریم از حلقه فلسفی درخشانی که حول آن شکل گرفت - ساختارگرایی به پروژه ای قدرتمند بدل شد. من هم مثل خیلی از مردم احساس می کردم شاهد ظهور نظریه ای یکپارچه در حوز...