ساتراپ. ( اِ ) این کلمه ، یونانی شده خَشثْرَپَون بمعنی والی است که به پارسی کنونی باید شهربان گفت و کلمه شهر را در آن زمان بمعنی مملکت استعمال میکردند. داریوش شاهنشاهی ایران را به بیست قسمت تقسیم کردو هر کدام را بیک خشثرپاون سپرد. ظن قوی این است که این کلمه را خشثرپاون می نوشتند ولی بدلیل اینکه در زبان یونانی به ساتراپ تبدیل شده آنرا در محاوره شترپاون تلفظ میکردند. ( ایران باستان ج 1 ص 438 و ج 2 ص...
فرهنگ عمید
والی، حاکم، استاندار.
دانشنامه آزاد فارسی
ساتْراپ (satrap)ساتْراپاصطلاحی یونانی در تقسیمات کشوری شاهنشاهی هخامنشی که به هریک از مجموعه سرزمین های زیر سیطرۀ امپراتوری هخامنشیان اطلاق می شد. این سرزمین ها یا ولایات را فرمانداران یا والیانی اداره می کردند که شاهنشاه آنان را به کار می گماشت. نام این فرماندار یا والی در زبان پارسی باستان خِشَثْرَه پاوَن و در یونانی ساتراپ تلفظ می شد که امروزه آن را «شهربان» می توان گفت. به خود سرزمین یا ولایت ...
فرهنگ فارسی
حاکم یا استاندار ایران باستان، والی، حاکم، استانداردرایران قدیم
دانشنامه عمومی
نگهبان ساختمان
ساتراپ شکل یونانی شدهٔ واژهٔ خشتر پاون (به پارسی باستان: xšaθrapāwn) است که در زمان هخامنشیان به فرماندار یا استاندار یکی از بخش های شاهنشاهی گفته می شد.واژهٔ خشثرپاون از پارسی باستان، در پهلوی به شکل شَهرَب و در زبان پارسی نو نیز شَهرَب (به معنی شهربان)، درآمده است. شهرب به چم استاندار به کار می رفته است. این واژه در زبان یونانی به ساتراپ تبدیل شده است (Satrap). اسکندر و سلوک...
فرهنگ اسم ها
اسم: ساتراپ (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: satrap) (فارسی: ساتراپ) (انگلیسی: satrap) معنی: حاکم ایالت های ایران باستان، استاندار، داریوش هخامنشی سرزمین ایران را به ناحیه تقسیم کرده و اداره هر ناحیه را به یک ساتراپ داده بود