زینهار. ( اِ ) بمعنی زنهار است که پناه جستن و امان خواستن باشد. ( برهان ). بمعنی زنهار است و بمعنی امان. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). پناه و امان... و مهلت. ( غیاث ). زنهار. ( جهانگیری ). پهلوی «زینهار» ( امن ، امان )، سغدی «زینیه » ( پناه ، امان ). اندرس آن را مرکب از: «ازین هار» میداند، یعنی از این بپرهیز . مولر آنرا برابر اوستایی «زئنو-هاره » ( سلاح حامی ) میداند. هوبشمان گوید که وجه اخیر بنظر من...
فرهنگ عمید
زنهار#NAME?
= زنهار
فرهنگ معین
(یْ ) [ په . ] = زنهار: ۱ - (اِ. ) پناه ، امان ، مهلت . ۲ - ضمانت . ۳ - امانت . ۴ - شبه جمله که برای تنبیه و تحذیر گویند به معنای دور باش ، حذر کن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( اسم ) امان مهلت . ۲ - ضمانت پشتیبانی . ۳ - امانت . ۴ - دور باش . برحذر باش . یا به زینهار ( زنهار ) داشتن ۱ - امان دادن پناه دادن . ۲ - پشتیبانی کردن . یا به زینهار ( زنهار ) کسی آمدن به امید پناه گرفتن به نزد کسی آمدن بدو پناه بردن .