زینب . [ زَ ن َ ] (اِخ ) الاسدیة. رجوع به اعلام زرکلی و زینب بنت جحش در همین لغت نامه شود.
زینب . [ زَ ن َ ] (اِخ ) بنت ابی سلمة عبداﷲ... رجوع به الاصابه و زینب المخزومیة در همین لغت نامه شود.
معتکف - کسی که برای نماز و عبادت حداقل سه روز در مسجد توقف و اعتکاف نماید.
(تلفظ: zeynab) (عربی) پاکیزگی ؛ نام درختی خوشبو و خوش منظر ؛ (در اعلام) نام دختر علی ابن ابیطالب (ع) و خواهر امام حسین (ع) و نام دختر رسول اکرم (ص) .