کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زیبنده-بودن | کلماتور
معانی کلمه : زیبنده بودن
تلفظ بین المللی :
/zibˈande bˈuːdan/
تلفظ :
[zib'ande b'u:dan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
جملات نمونه
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
زیبنده بودن بر
زنده بودن
بیشتر زنده بودن از
عضوی که از عناصر حیاتی زنده بودن یا زندگیست و نبودش باعث مرگ می شود را گرفته است
دلایل زنده بودن امام زمان
زنده و فعال بدون هوا و اکسیژن
زیبنده
زیبنده نبودن
سوگواری زیبنده الکترا است
فرهنگ فارسی
جملات نمونه
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
شایسته بودن، سزاوار بودن، برازیدن
جملات نمونه
گدایی زیبنده تو نیست
begging doesn't befit you
مترادف و متضاد
become
(فعل)
مناسب بودن، شدن، درخور بودن، برازیدن، امدن به، زیبنده بودن، تحویل یافتن
کلمات مرتبط
زیبنده بودن بر
زنده بودن
بیشتر زنده بودن از
عضوی که از عناصر حیاتی زنده بودن یا زندگیست و نبودش باعث مرگ می شود را گرفته است
دلایل زنده بودن امام زمان
زنده و فعال بدون هوا و اکسیژن
زیبنده
زیبنده نبودن
سوگواری زیبنده الکترا است
نظرات