زیادت . [ دَ ] (اِخ ) علاءالدین ... اوزجندی ، معروف به «زیادت ». مذکری شیرین سخن بدیهه گوی لطیفه پرداز ... دربلاد فرغانه که مسکن او بود ملوک آن زمین او را به حسن تربیت مخصوص داشتندی و بنظر عنایت ملاحظه نمودندی و اگرچه سخن او در غایت علو بود فاما ضنتی داشت و سخن خود به کس ندادی و چنان نبشتی که کس آن را نتوانستی خواند، بدین سبب نظم و نثر او مشهور نشد و رباعیی چند از گفته های او استماع افتادست تحریر ...
(دَ ) [ ع . زیادة ] ۱ - (مص ل . ) افزون شدن . ۲ - (اِمص . ) افزونی .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) نمو کردن . ۲ - ( اسم ) افزونی . ۳ - ( صفت ) افزون شده جمع زیادات زیائد . ۴ - افزون بیش : [[ بجان فرخ روز که آنچه گفتم در حق تو بکنم و زیادت از این ]] ( سمک عیار ) . ۵ - چندان : [[ ( محمود ) ... با هیچکس از ایشان ( بندگان ) میل و محبتی ندارد چنانکه با ایاز که زیادت حسنی ندارد ]] ( گلستان ) . ۶ - نام بازیی است از هفت بازی نرد .علائ الدین اوزجندی معروف به زیادت مذکری شیرین سخن بدیهه گوی ...