کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زیاد-شدن | کلماتور
معانی کلمه : زیاد شدن
تلفظ بین المللی :
/ziˈɑd ʃˈodan/
تلفظ :
[zi'Ad S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
از گرمای زیاد سفید شدن
به سرعت زیاد شدن
زیاد در افتاب ماندن و خراب شدن
برای خود احترام زیادی قائل شدن
زیادت شدن
زیاد
زیاد ابادی
زیاد الحارثی
زیاد الکلابی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
فرهنگ فارسی
( مصدر ) افزون شدن فراوان شدن بسیارشدن : امسال آب رودخانه زیاد شده .
دانشنامه عمومی
افزودن. و ز آن پس که بردیم بسیار رنج / بپالود خوی و بیفزود گنج (فردوسی).
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
increase (فعل)افزودن، زیاد کردن، زیاد شدن، توسعه دادن، تکثیر کردن، ترفیع دادن، توانگر کردنgain (فعل)رسیدن، نائل شدن، نائل شدن به، بدست اوردن، پیدا کردن، پیش رفتن، بهبودی یافتن، زیاد شدن، فایده بردن، تسخیر کردن، سود بردن، کسب کردن، فایده دیدنauthorgment (فعل)افزودن، زیاد کردن، تقویت کردن، تکمیل کردن، زیاد شدن، علاوه کردنgrow (فعل)بزرگ شدن، زیاد شدن، شدن، عمل امدن، بالیدن، ترقی کردن، کاشتن، رستن، رش...
واژه نامه بختیاریکا
پُشت گریدِن
کلمات مرتبط
از گرمای زیاد سفید شدن
به سرعت زیاد شدن
زیاد در افتاب ماندن و خراب شدن
برای خود احترام زیادی قائل شدن
زیادت شدن
زیاد
زیاد ابادی
زیاد الحارثی
زیاد الکلابی
نظرات