Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زی

تلفظ بین المللی : /zˈi/ تلفظ :‌ [z'i]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • زی افزایی
  • زی انباشت
  • زی انباشت پذیر
  • زی انباشتنی
  • زی انگیزی
  • زی بازجذب
  • زی تهویه
  • زی توده
  • زی تودۀ روزمینی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

زی . (از ع ، اِ) اندازه و حد باشد همچنانکه گویند «از زی خود بیرون رفته است »؛ یعنی از حد و اندازه ٔ خود بیرون رفته است . (برهان ) (از ناظم الاطباء) (از غیاث ) . رجوع به ماده ٔ بعد شود.

زی . [ زَ / زَی ی ] (ع اِ) حرف زاء. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نام دیگر حرف زاء ازحروف تهجی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : همیشه تا نقطی برزنندبر سر زی همیشه تا سه نقط بر...

فرهنگ عمید

۱. هیئت؛ شکل.
۲. شکل لباس؛ طرز پوشاک.

۱. = زیستن
۲. زینده؛ زندگی‌کننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): آبزی.

۱. به‌طرفِ؛ به‌جانبِ؛ به‌سویِ.
۲. نزدیکِ؛ نزدِ.
۳. (اسم) حد و اندازه.

۱. = زیستن۲. زینده، زندگی کننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): آبزی.۱. به طرفِ، به جانبِ، به سویِ.۲. نزدیکِ، نزدِ.۳. (اسم ) حد و اندازه.۱. هیئت، شکل.۲. شکل لباس، طرز پوشاک....

فرهنگ معین

(حراض .) سوی ، طرف .

[ ع . ] (اِ.) هیئت ، شکل .

[ ع . ] (اِ. ) هیئت ، شکل .
(حراض . ) سوی ، طرف .

فرهنگ فارسی

هیئت، شکل، شکل لباس، طرزپوشاک، ازیائ جمع، جانب، سو، نزدیک، طرف
( اسم ) ۱ - هیئت . ۲ - هیئت پوشش شعار : [[ در زی فقها آمد ]] جمع ازیائ .

دانشنامه عمومی

زیستن - زندگی کردن

زی zi مخفف زندگی، حالت امری دوم شخص مفرد زندگی کردن. زی = زندگی کن. آنچنان زی که چو میری، برهی نه چنان زی که چو میری، برهند

گویش مازنی

۱حدود – اختیار ۲زود

موی اسب که برای نوعی تله استفاده شود

زهی که از روده ی گوسفند گیرند و روی کمان نمدمالی بندند

/zi/ زهی که از روده ی گوسفند گیرند و روی کمان نمدمالی بندند & حدود – اختیار - زود & موی اسب که برای نوعی تله استفاده شود

مترادف و متضاد

شعار

پیش، سوی، نزد

پوشش، کسوت، لباس، هیئت

۱. پیش، سوی، نزد
۲. پوشش، کسوت، لباس، هیئت
۳. شعار

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] زیّ صورت ظاهری و پوشش متناسب را گویند.زی هیئت، صورت ظاهری و لباس شخص می باشد.کاربرد زیّ در فقهعنوان یاد شده در بابهای طهارت، صلات و دیات به کار رفته است.← زیّ در طهارت ۱. ↑ مصباح الفقیه، ج۵، ص۳۶۵-۳۶۶.۲. ↑ العروة الوثقی ، ج۲، ص۸۷. ...wikifeqh: زیّ[ویکی فقه] زیّ. زیّ صورت ظاهری و پوشش متناسب را گویند.زی هیئت، صورت ظاهری و لباس شخص می باشد.wikifeqh: ...

واژه نامه بختیاریکا

( زِی ) ( ف ) ؛ زد
از این
زود

کلمات مرتبط

  • زی افزایی
  • زی انباشت
  • زی انباشت پذیر
  • زی انباشتنی
  • زی انگیزی
  • زی بازجذب
  • زی تهویه
  • زی توده
  • زی تودۀ روزمینی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات