زودسیری . (حامص مرکب ) صفت زودسیر. حالت و کیفیت زودسیر. دلگیری از مصاحبت دوستان در اندک زمانی : بدین زودی از من چرا سیر گشتی نگارا بدین زودسیری چرایی . فرخی .به مهر اندر نمودی زودسیری مرا دادی به خودکامی دلیری . (ویس و رامین ).عجب ناید ز خوبان زودسیری چنانک از سگ سگی وز شیر شیری . نظامی .فلک زان داد بر رفتن دلیریش که بود آگه ز شاه و زودسیریش . نظامی .کز کنیزان آفتاب جمال زودسیری چرا کند همه سال . ...