Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زود گوار

تلفظ بین المللی : /zˈuːd ɡavˈɑr/ تلفظ :‌ [z'u:d gav'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زود گوارنده
  • زودگوار
  • زودگوارنده
  • گاربو حرف می زند
  • زودگذار
  • زود
  • زؤد
  • زود ازار
  • زود اشتی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زودگوار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) سریعالهضم. خوشگوار. سبک. زودهضم. مقابل دیرگوار. سریعالانهضام. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) : و او [ پایها ] زودگوارتر است... از قبل آن زودگوار است که او را حرکت بیش از دگر اندامها بود. ( الابنیه عن حقایق الادویه ، یادداشت ایضاً ). از غذا هرچه کسی را خوش آید و آرزو کند زودگوارتر باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ، یادداشت ایضاً ). و غذاهای لطیف زودگوار و تری فزای باید داد. ( ذخیر...

فرهنگ فارسی

خوشگوار سبک

کلمات مرتبط

  • زود گوارنده
  • زودگوار
  • زودگوارنده
  • گاربو حرف می زند
  • زودگذار
  • زود
  • زؤد
  • زود ازار
  • زود اشتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات