کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زود-خور | کلماتور
معانی کلمه : زود خور
تلفظ بین المللی :
/zˈuːd xˈor/
تلفظ :
[z'u:d x'oR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زود خوردن
خور زاد
دگرشکلی خوردگیزاد
زد و خورد
زد و خورد کردن
زد و خورد کننده
نیمی از یک خورشید زرد
خورشید زرد
خوره زاد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
زودخور. [ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) سریعالاکل. که سریع و با شتاب خورد :
مراد آن به که دیر آید فرا دست
که هر کس زودخور شد زود شد مست.
نظامی.
فرهنگ فارسی
سریع الاکل که سریع و با شتاب خورد
کلمات مرتبط
زود خوردن
خور زاد
دگرشکلی خوردگیزاد
زد و خورد
زد و خورد کردن
زد و خورد کننده
نیمی از یک خورشید زرد
خورشید زرد
خوره زاد
نظرات