زوج. [ زَ ] ( ع مص ) فساد انداختن میان قوم و برآغالانیدن ایشان را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || ( اِ ) شوی و زن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). جفت خواه مذکر باشد خواه مؤنث ، مگر فقهای متأخرین در مؤنث ها زیاده کرده اند و «زوجه » گویند اگرچه نزد اهل لغت نیست و ابن حاج نوشته که هر دونر و ماده و مجموع را زوج گفتن خطاست زیرا که هر واحد ...
فرهنگ عمید
۱. شوهر، شوی. ۲. [مقابلِ فرد] قرین، جفت.
فرهنگ معین
(زُ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - شوهر. ۲ - عددی که بر ۲ بخش پذیر باشد.
فرهنگ فارسی
شوهر، شوی، قرین، جفت، خلاف فرد، ازواج جمع ( اسم ) ۱ - شوهر شوی مقابل زوجه جمع ازواج . ۳ - عددی که قابل بخش کردن بر ۲ باشد جفت مقابل طاق فرد . ۳ - یوغ گاو . ۴ - جفت زمین بنه .
مترادف و متضاد
جفت، شوهر، شوی، مرد، مزدوج، همسر، همسر ≠ فرد
couple (اسم)جفت، زوج، زن و شوهر، دوتا، نر و مادهtwin (اسم)جفت، زوج، دوتا، توام، دوقلو، جوزا، همشکمانeven (اسم)زوج، عدد زوج، اعداد جفتconjunction (اسم)اتصال، پیوستگی، عطف، اقتران، ربط، حرف ربط، ترکیب عطفی، حرف عطف، زوجpair (اسم)جفت، زوج، زن و شوهر، نر و ماده، هر چیز دوجرئی، جور کردن و شدنspouse (اسم)همسر، زوج، زوجه، عیال، زن یا شوهرtwain (اسم)جفت، ...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی زَوْجٍ: زوج - همسر- جفت - نوع - صنفمعنی شَّفْعِ: زوجمعنی فُرَادَیٰ: تک ها (جمع فرد و به معنای هر چیزی است که از یک جهت منفصل و جدای از غیر خود باشد ، و در مقابل آن زوج قرار دارد که به معنای چیزی است که از یک جهت با غیر خود اختلاط داشته باشد .)معنی فَرْداً: تک ها ( فرد به معنای هر چیزی است که از یک جهت منفصل و جدای از غیر خود باشد ، و در مقابل آن زوج قرار دارد که به معنای چیزی اس...