زنیم. [ زَ ] ( ع ص ) مردی به قومی چسبیده که نه از ایشان بود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پسرخوانده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || ناکس و فرومایه و بدخوی که در ناکسی معروف باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از غیاث ) : هم خدا داشت مر او را ز بد خلق نگاه گرچه بسیار جفا دید ز هر گونه زنیم.ابوحنیفه ( از ت...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی زَنِیمٍ: بی اصل ونسب (بعضی گفتهاند به معنای کسی است که از زنا متولد شده ، و خود را به قومی ملحق کرده باشد ، و در واقع از آن قوم و دودمان نباشد .
بعضی دیگر گفتهاند : زنیم کسی است که به لئامت و پستی مشهور باشد .
بعضی دیگر گفتهاند : کسی است که در شرارت علامتی ...معنی نَضْرِبُهَا: آن را می زنیممعنی نُبَیِّتَنَّهُ: حتماً به او شبیخون می زنیممعنی عُتُلٍّ: سخن خشن و درشت (در عبارت "ع...